٢ - تازه به خانه رسیده ام . لباسهایم را در نیاورده ام . زهرا می گوید : بابا ! یه چیزی بگم ناراحت نمی شی ؟ می گم : کامپیوتر را خراب کردی؟ می گه : نه ، ولی بگو ناراحت نمی شم . می گم : چینی مینی شکستی ؟ می گه : نه ولی باید قول بدی ناراحت نشی . می گم : فایلامو پاک کردی ؟ می گه : نه . فقط بگو ناراحت نمی شی . می گم : باشه قول می دم . می گه: بابا ! اون جوکی که ظهری برام فرستادی خیلی بی مزه بود !


١- دیروز پس از یک سال وعده و وعید ، با پولای خودش رفته بودیم براش گوشی خریده بودیم . صبح قبل از رفتن به کیهان ، به من گفت : بابا ! یادت نره امروز حتما برام جوک بفرستی ها !!

سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()